تبلیغات
nice - پ ن پ

nice

پ ن پ

این داستان واقعیست!

جاتون خالی امروز روز عیدی خالم اینا اومدن خونمون ناهار منم قبلش داشتم اینارو مینوشتم رفتیم سر سفره مامانم یخ آورده بود پسر خالم پرسید اینارو آوردین برا نوشابه؟منم که آمادگی کامل برای گفتن پ ن پ داشتم گفتم پ ن پ آوردیم سرعت ذوب یخو بسنجیم!

طولی نکشید با اشاره به بابام گفتم نوشابه بده.بابام میپرسه نوشابه می خوای. گفتم پ ن پ سینی رو میخوام.غذام داغه میخوام بریزم تو سینی زود تر سرد شه

وبعد از اون خالم به بابام گفت یخ آوردین نوشابه سرد بشه.بابامم که تحت جو پ ن پ قرار گرفته بود گفت:پ ن پ آوردیم بریزیم تو لیوان نوشابه کم جا بشه میگن ضرر داره!

نتیجه ی اخلاقی:سعی کنید از آوردن نوشابه و یخ سر سفره برای مقابله با فتنه پ ن پ جلو گیری کنید!

*******************************************************************************

رفتم بقالى محل میگم یه نوشابه خانواده بده, میگه

خنك باشه؟ تا دهنم رو باز كردم محكم كوبید تو گوشم, بهش گفتم: مرتیكه بیشعور دیوونه شدى مگه چرا میزنى؟ میگه: مگه نمیخواستى حرفت رو با پـَـ نـَـ پـَـ شروع كنى؟ تو چشاش نگاه كردم گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ میخواستم با فدات شم شروع كنم

***************************

یارو داره صحبت می کنه ، می گه در این ماه در های رحمتش به رویمان باز است ، دوستم می پرسه : درهای رحمت خدا رو می گه ؟ پـَـ نـَـ پـَـ درهای آسانسور برج رحمت رو می گه ! فقط تو این یه ماه آسانسورش کار می کنه! خواست در جریان باشیم !!

***************************

خواهرزادم امشب می گفت دایی دایی اگه این دكمه رو بزنم كامپیوتر خاموش میشه ؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ دریچه سد باز میشه اب میاد تو خونه مردم میگن هورا هورا

***************************

رفتم مغازه میگم آقا یه شیر بدین : میگه شیر پاکتی ؟ پـَـ نـَـ پـَـ بی زحمت یه شیر جنگلی بدین خواهرزادم خیلی شیطونه میخوایم بترسونیمش...

***************************

رفتم توی پمپ بنزین ، بنزین زدم. بعد دیدم کیف پولمو نیاوردم. ساعتمو دادم به یارو گفتم : ببخشید ، اینو بگیرید تا برم خونه و برگردم .گفت: پول نداری؟ گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ میخوام کرنومتر بگیری با چه سرعتی از اینجا فرار میکنم !

*****************

خونه دوستم تو حیاط نشسته بودیم هوا سرد شد،بهش میگم برو یه پتو بردار بیا!میگه

سردته؟؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ میخوام 2 تایی بریم زیرش شب نماهای ساعتمُ نشونت بدم

***************************

یه مگس سقوط کرده تو آبگوشتم، مامانم میگه عوضش کنم برات؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ من همینو میخورم برو یکی تازه شو واسه مگسه بیار!

***************************

رفتیم پارچه فروشی میگم آقا این پارچه رو بیارین وقتی آوردش طاقه ی پارچه محکم خورد به کمرم برگشته میگه خورد بهتون؟؟؟میگم پـَـ نـَـ پـَـ باهم شوخی داریم زد پشتم گفت دمت گرم...!!!!!!!

***************************

نشستم دارم واسه امتحان درس میخونم، 4صبح مادرم اومده میگه هنوز داری درس میخونی؟ پـَـ نـَـ پـَـ نیم ساعت پیش فارق التحصیل شدم، الان دارم مطالعه آزاد میكنم

***************************

لیوان از دستم افتاد وسط آشپزخونه شکست مامانم از تو اتاق میگه چی بود ظرف شکست ؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ الستون و ولستون قلب منو شکستن . چه شیطونایی هستن ...

***************************

زیر کتریو روشن کردم قوریو گزاشتم روش مامانم میگه می خوای چایی بخوری؟ پـَـ نـَـ پـَـ غول چراغ فحش داده می خوام بخار پزش کنم تربیت شه

***************************

دیشب جوشن کبیر گرفتم دستم اومدم تو اتاق مامانم میگه می خوای دعا بخونی؟؟؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دو بار از روش بنویسم.

***************************

با دوستم تو ماشین بودیم بهش گفتم سوپری دیدی وایسا....میگه سوپر مارکت؟؟ پـَـ نـَـ پـَـ آقای سوپر من و دیدی نگه دار میخوام ازش بپرسم چطوری خودشو میفرسته هوا.....

***************************

 

با 120 تا سرعت دارم میرم سمت دستشویی داداشم میگه دستشویی داری؟؟گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میگ میگ ...

***************************

به دوستم میگم امشب قراره با سیما شام بریم بیرون.میگه:سیما دوستت؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ سیمای جمهوری اسلامی ایران.

***************************

رفتم خونهء دوستم, داشت نهار میخورد, میگه بفرما نهار, میگم نه مرسی سیرم, میگه غذا خوردی؟ پـَـ نـَـ پــَـ رفتم جلو آفتاب فتوسنتز کردم!

***********************

بچه داییم به دنیا اومده .. همه خوشحال و اینا .. مامان

بزرگم برگشته میگه حالا میخاین براش اسم بذارین؟... پـَـ نـَه پــَـ میخایم همین جوری ولش کنیم اسمش بشه "نیو فولدر"

***************************

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش. دکتر می گه می خوای بینیتو کوچیک کنی؟پـَـ نـَـ پــَـ اومدیم بکوبیمش، 3 طبقه بسازی!

***************************

 

طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟ گفتم پـَـ نـَـ پــَـ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم
***************************

با رفیقم رفتیم پارك با خودم بادبادك بردم، میگه: میخوای هواش كنی؟ میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ آوردمش یه دوری بزنه دلش وا شه!!

***************************

زنگ زدم خونه ی خالم میگم خونه اید؟میگه میخواین بیاین اینجا؟پـَـ نـَه پــَـ دارم حضور غیاب میکنم!

***************************

رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟ پـَـ نـَـ پــَـ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!

 

***************************

رفتم استخر قسمت پرعمق وایسادم دستامو گرفتم بالا آماده پرش شده بودم که یهو غریق نجات داد زد میخوای شیرجه بزنی؟!!گفتم پـَـــ نَ پـَــــ دستامو بردم بالا از خدا میخوام استخرو از وسط بشکافه به یاد حضرت موسی از وسطش رد بشم برم اونور...!

***************************

تو هواپیمام،میز جلو صندلی رو باز کردم مهمانداره می گه می خواین چیزی روش بذارین؟!؟!پـَـ نَ پـَ می خوام مساحت سطحشو اندازه بگیرم

***************************

دندانپزشكم پرسید: هر شب مسواك میزنی كه دندونات انقدر سالمن؟ گفتم پ ن ن میذارم غذا شبا لای دندونام بمونه كه كرما به جای دندونام ته مونده غذاها رو بخورن دندونام سالم بمونن.

***************************

دختره داشت غرق میشد . پسره میگه دستتو بده. دختره میگه می خوای نجاتم بدی. پسره: پـَـ نَ پـَـ می خوام واست لاک بزنم

***************************

میرم تو حموم میبینم اب قطعه .داد میزنم میگم بابا اون فلكه رو باز كنید.مامانم میگه اب می خوای خودتو بشوری،می گم پ ن ن اومدم تو حموم خشك شویی كنم.

***************************

یه گوسفند خریده بودیم بسته بودیمش به درخت که قربونیش کنیم دختر خالم اومده میگه آخــــــی میخوان این طفلی رو بکشن؟
پـَـ نـه پـَـ کار بد کرده بستیمش به درخت درس عبرتی باشه واسه بقیه ی گوسفندا

***************************

 

طرف اومد این پاشو بندازه رو اون پاش،كفشش خورد به شلوارم،شلوارم خاكی شد.میگه آخ آخ ببخشید شلوارت خاكی شد؟ میگم پَ نَ پَ شما ببخشید كه كفشتون شلواری شد!

***************************



+ نوشته شده در دوشنبه 16 آبان 1390 ساعت 04:10 ب.ظ توسط mary x| نظرات()